تبليغاتX
مثل هيچكس
مثل هيچكس
نمی دانم که در سر این چه سوداست همین اندازه میدانم که زیباست
زهرای مرضیه

سلام

سلام بر فاطمه او که با سکوت انقلاب کرد

فاطمه یعنی بهترین مادر برای بهترین فرزندان

فاطمه یعنی بهترین همسر برای بهترین شوهر

فاطمه یعنی بهترین دختر برای بهترین پدر

فاطمه از جنس زن بودن را با انقلابی بودن را در هم امیخت

زهرا

معننای دفاع از ولایت را برای ادمها ترجمه کرد

او بی شک بزرگترین زن تاریخ است

بهشت در ارزوی فاطمه میسوزد

.....

 


?مهدي | در دوشنبه 28 خرداد1386 ساعت 0:1 قبل از ظهر | پیوند |
اوینی 4

سلام

ای شهید ای انکه

                         بر کرانه ازلی وابد وجود نشسته ای

                                                                       دستی بر آور

و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را

از این منجلاب بیرون بکش

آوینی


?مهدي | در شنبه 26 خرداد1386 ساعت 0:50 قبل از ظهر | پیوند |
دد منشی

 

دد منشی دشمن قد دار اسلام بار دیگر باعث شد تا حرمت حرمین شریفین عسگریین مورد

هتاکی قرار گیرد این مصیبت عظیم را محضر فرزند برومندشان حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف

تسلیت عرض مینماییم


?مهدي | در پنجشنبه 24 خرداد1386 ساعت 10:54 بعد از ظهر | پیوند |
بدون شرح

 

 

 

 

 

 


?مهدي | در پنجشنبه 24 خرداد1386 ساعت 10:48 بعد از ظهر | پیوند |
زهرای مرضیه

سلام

 

 

 

 

شهادت بزرگترین زن تاریخ

بزرگترین انقلابی از جنس مونث

او که با سکوت قیام کرد

او که در خفقان های شدید پلیسی صریحترین سخنانش را بر زبان راند

او که خدا از روی او پارچه زنان را الگو کرده

تسلیت باد

زهرا مادر انواری است که تا ابد خواهند تابید

امامت مدیون زهراست

و نبوت نیز

زهرا یعنی عفاف در انتهای اوج

....

 

ادامه دارد


?مهدي | در چهارشنبه 23 خرداد1386 ساعت 10:22 بعد از ظهر | پیوند |
شروع مبارزه با اسرائیل

کودکان اسرائيلي بر روي بمب هايشان مي نويسند:((هديه اي براي کودکان

فلسطين))ما نيز با خريد هر کدام از اين کالاها چنين مضموني را برآورده

کرده ايم.حال آنکه دختر 18 ساله آمريکايي در مسير بولدوزرهاي

اسرائيلي(که خانه فلسطينيان را نابود مي کنند در حالي که صداي نوزاد از آن

برمي خيزد)مي نشيند و جان مي سپارد.

 

 

 

 

www.adhq.blogfa.com

 


?مهدي | در سه شنبه 22 خرداد1386 ساعت 10:54 بعد از ظهر | پیوند |
یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلب القلوب


?مهدي | در دوشنبه 21 خرداد1386 ساعت 11:53 قبل از ظهر | پیوند |
مردی از جنس خاک

سلام

خدا یا منم همان بنده پیمان شکنت

خدا یا منم همان که زیر باران رحمتت تو را انکار میکند

خدا یا به تازیانه حرمان رمیده شدم و

از بوسه های زهر اگین شهوت بر بدنم نالانم

خدا یا رها در میان گله گرگ ها چونان گوسفندی بی پناهم

دارند مرا میدرند ادمها به چه دل خوش کرده اند

به نیم نگاه دخترکی پست

یا به چند ریالی کثیف

مگر بازی چقدر جدی است

برون شوید از این گند ابی که در ان دست و پا میزنید

اینجا سرای ماندن نیست

خدا یا مرا بپذیر نه از این جنس

 که از جنس خاکی ام را

تو مرا دوست داری

ولی من خمار معتاد

گناه استخوانم را اب کرده

مرا بخر

یوسف مصری

به نیم سکه ای

کاسه لب پریده مار را بخر

 قول و قرارا عاشقانه مان را به چند لقمه نان و چند سکه زر فروخته باشم

بی انصافی نکرده ام

به کجا سر گذارم

دامان که را چنگ بزنم

حالم از خودم به هم میخورد

از بس غرق گناهم

از بس تو را رنجاندم

کدامین بیابان را در نوردم تا تاوان

خطایم باشد

کدامین کوه را فرهاد شوم تا قصاص گناهم باشد

بگو بغض فرو خورده ام را بر کدامین شانه گریه کنم

بگو محبوب ساکت من

فریاد بزن

هوس بیرون شو

هوا فرو بخواب

شهوت خفه شو

جای شما در دل من نیست

من  هم کاسه بهشتیانم

نه هم پیاله شما

میدانم نکبت غرور وجودم را با خود می برد

دستم را بگیر

خدای مهربان من

بی کسی ام را نوازش کن

و بر یتیمی ام التیام باش

رهایم مکن

که همچون ماهی لیز و لغزنده ام

به امید دیدار

....

مهدی

ای شقایق های اتش گرفته

دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت

شما را بر خود دارد

آیا انرو نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت

بسراید       

 

 

 


?مهدي | در جمعه 18 خرداد1386 ساعت 1:30 قبل از ظهر | پیوند |
هذا غلام


?مهدي | در پنجشنبه 17 خرداد1386 ساعت 2:38 قبل از ظهر | پیوند |
اوینی 3

سلام

آنان که از مرگ میترسند را از کربلا میرانند


?مهدي | در پنجشنبه 17 خرداد1386 ساعت 0:9 قبل از ظهر | پیوند |

سخنی از معلم بزرگ " دکتر علی شریعتی "


...و این عوامفریبان و روحانیون خشک و مرتجعی که به جای امامت به امام تکیه

می‌کنند

 و بجای امام به قبر امام

 و بجای متن قرآن حاشیه مفاتیح

و بجای معرفت،تنها به زیارت و بجای پیروی از او،پرستش او

و بجای تفسیر قرآن،تقدیس قرآن

و بجای شناخت، عشق و بجای معنی،لفظ

و بجای محتوی،قالب وبجای حقایق،شعائر

و بجای تشیع،توسل و بجای تعقل،تعبد

 و بجای تحقیق،تقلید و بجای حقگویی،تقیه

و بجای تقوای ستیز،تقوای پرهیز

و به جای انتظار‌‌ ِ اعتراض و آمادگی، انتظار تسلیم و وادادگی

و بجای مذهب چون راه، مذهب چون گردشگاه

و بجای تکیه بر عزت، تاکید بر ذلت

 و بجای زنده ها، مرده ها و بجای آزادی انسانی،جبر الهی

 و بجای تداوم دنیا و آخرت،تضاد دنیا و آخرت

 و بجای معاش زیر بنای معاد،معاش ویرانگر معاد

 و بجای تقرب با تکامل،تقرب با تملق

و بجای از خود به جماعت پیوستن،از جماعت به خود گریختن

و بجای فقر را همسایه دیوار به دیوار کفر دیدن، دین را خویشاوند فقر شمردن

و بجای عدالت را وظیفه‌ی خویش در این جهان حساب کردن، وظیفه‌ی خدا در آن

جهان معین نمودن

وبجای بر مصیبت خود ذلیل مرده‌ات عزادار بودن، بر شهادت حسین جاویدان زنده‌ی

عزیز سوگواری مرگ

کردن 

 وبجای از مکتب سرخ عاشورا و دعوت حسین و پیام زینب و فریاد شیران بیقرار

شهادت، شنیدن و درس

 آگاهی و جوش حیات و جهت حرکت و توان رستاخیز و مسئولیت آزادی گرفتن، در

قبرستان مرگبار کربلا

زینب را زنی نوحه گر نشان دادن و حسین را مردی ترحم خواه معرفی کردن .


…چه بگویم؟

 

این جملاتی است که یکی از دوستان در پاسخ به مقاله رنج نامه بنده نوشته اند ولی متاسفانه ادرس

وبلاگ یا حتی ایمیل هم نداده است


?مهدي | در سه شنبه 15 خرداد1386 ساعت 8:58 بعد از ظهر | پیوند |
اوینی 2

سلام

دهکده جهانی واقعیت پیدا کرده است،

 چه بخواهیم و چه نخواهیم،

و ماهواره ها مرزهای جغرافیایی را انکار کرده اند.

 این همان دهکده ای است که گرگوار سامسا در آن چشم باز کرده است.

این همان دهکده ای است که مردمانش صورت مسخ شده « کرگدن » های اوژن یونسکو را پذیرفته اند.

همان دهکده ای که مردمانش « در انتظار گودو » هستند.

 این همان دهکده ای است که در آن مردمان را به یک صورتِ واحد قالب می زنند

 و هیچ کس نمی تواند از قبول مقتضیات تمدن تکنولوژیک سر باز زند.

 این همان دهکده ای است که بر سر ساکنانش آنتن هایی روییده است که یکصد و پنجاه کانال ماهواره

ها را مستقیماً دریافت می کنند.

 

این همان دهکده ای است که در آن روبوت ها عاشق یکدیگر می شوند.

این همان دهکده ای است که در آن « ترمیناتور دو » به سی سال قبل باز می گردد و خودش را از بین می برد.

 این همان دهکده ای است که در آن «بَت من» و «ژوکر» با هم مبارزه می کنند.

این همان دهکده ای است که در تلویزیون هایش دختران شش ساله را آموزش جنسی می دهند،

 همان دهکده ای که در آن گوسفندهایی با سر انسان و انسان هایی با سر خوک به دنیا می آیند.

 

 این همان دهکده ای است که در آن تابلوی « مسیح از ورای ادرار » ماه ها توجهات همه رسانه های گروهی را به خود جلب می کند.

 این همان دهکده ای است که در آن دویست و چهل و شش نوع تجاوز جنسی رواج دارد...

اما عجیب اینجاست که باز هم این همان دهکده ای

 

 است که در زیر آسمانش بسیجیان در رَمل های

 فکه

 

زیسته اند، همان دهکده جهانی که در

نیمه شب هایش

 

ماه، هم بر کازینوهای « لاس وِگاس » تابیده است

و هم

 

بر حسینیه « دوکوهه » و گورهایی که در آن

 بسیجیان از

 

خوف خدا و عشق او می گریسته اند.

دنیای عجیبی

 

است، نه؟

 

آوینی


?مهدي | در یکشنبه 13 خرداد1386 ساعت 10:51 بعد از ظهر | پیوند |
زهرا (سلام الله علیها)

سلام

سلام بر تو بزرگ ترین

زن تاریخ

سلام بر تو انزمان که نماز میگذاری

سلام بر سکوت تو

طغیان گر ترین انقلاب تاریخ

سلام بر اشک تو زیبا ترین سیاست عالم

انزمان که با فریادت یورش بردی یک تنه بر پیکره اعدا

سلام بر سکوت دشمن کشت

تو شکم اعدا را دریده ای

و چنان بر سرشان اورده ای که با دماغ بر زمین میخزند

تو خار شان کرده ای شیر زن

فرق شکافته علی پاسخی کوچک به ان

بلایی بود که تو بر سر آنها اوردی

کاش هزاران دختر داشتم و یک باره به قربان گاه ولایت می فریتادمشان تا شاید گردی از چادر خاکیت بزدایم

کاش هزاران بار در راهت میمردم تا شاید کمی از درد بازویت بکاهم

تو بزرگترین زنی هستی که میتوان وصف برایش نوشت هرچند بر مبنای حدس و گمان

تو انقلاب زنانه را به ما اموختی

سلام بر عفت و حیای تو و سلام بر هرم نفس های هیولا کشت

کجا بیابمت تو بگو ای که با قبر پنهانت قیامت میکنی

ای رمز الود ترین یاس بهشت

ای قران مونث

زن بودن تو را سزاست همان گونه که مردی همسرت را

چگونه بسرایم این قصیده سنگین را

قصیده ای با وزن زمین و سنگین تر از ان

چگونه سینه ای را شرح کنم با وسعت اسمان

سنگین ترین شعر ازل ما شن ریزه ها را چون دانه برچین

ما تو را نشناختیم بگو از کدامین کوچه باید گذر کرد برای وصال تو

تو در بالا ترین بالای ماورا برای خودت بالاترین جای بلند را گرفته ای

قران با تو معنی دارد ائمه از تو اند

و پیغمبر نیز

...


?مهدي | در شنبه 12 خرداد1386 ساعت 1:5 قبل از ظهر | پیوند |
اوینی

سلام

مکه برای شما فکه برای من

                                          من برای پرواز بال نمیخواهم

با همین پوتین ها پرواز خواهم کرد

 

ای شقایق های اتش گرفته

دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت

شما را بر خود دارد

آیا انرو نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت

بسراید       

 آوینی


?مهدي | در جمعه 11 خرداد1386 ساعت 0:37 قبل از ظهر | پیوند |
ادامه

سلام

شهادت دخت نبی مکرم اسلام اولین مدافع ولایت بر رهروان ولایت تسلیت باد

در ادامه مطلب دوم خردا باید عرض کنم

هیچ گاه جزم اندیشی و دگم گرایی بر من غالب نشد تا اینگونه

بگویم

دوم خرداد سه اشکال مهم و عمده داشت

اول انکه تیغ نقدشن همیشه به سمت بیرون بود

در این سامانه همه ی ادمها اگر از بین نروند فقط چیزی که از انها باقی میماند

یک دست کت شلوار است

دوم انکه حکومت کردن برنامه نیاز دارد

وتنها با شعار و سخنرانی نمیتوان حکومت کرد

ازادی برای مردم کوچه و بازار نان شب درست نمی کند

این یک واقعیت انکار ناپذیر است

حال انکه انتظار ان باشد که مردمی چشم گوش بسته دنبال

ازادی بدوند که از جنس انها هم نیست

و سوم مبانی نامفهوم . وگرا های کوری که برای این مبانی هر روز صادر میشد

و اما بعد

سیاست به زعم حضرات نشستن بر سر میز های گران و  ژست های دختر کش و ...

بود

سیاست اقایان زن هرزه ای بود که هر صبح از حجله کسی بیرون می امد

یک روز انگلیس یا المان

یا ایالات متحده

شرف را بر سر میز های مذاکره تاق زدند و به نام گفت و گو لعاب ملایمت بر تنش

پوشاندند

هرکه هر جا سلاحی در دست داشت و خونی برای ازادی میریخت به سنگ تهمت و افترای

دگماتیسم رانده نشد

همه انانی که نه اینگونه می اندیشیدند متحجر شدند

و این و سط از شریعتی و امثال هم  مایه گذاشتند

حال انکه معانی رنگ دیگر گرفت

کلمات وحشیانه معنی شان عوض شد

و از روی مفاهیم مثل کرگدن رد شدند

چرا

چون باید برای اقایان نفع میداشت

و گرنه که اراجیف بود و لاتائلات

اما ورق برگشت

همه انچه رویا پردازی شده بود یک شبه بر باد رفت

حالا باید چه میکردند

تخریب

غارت

مغالطه

لاپوشانی

تهمت

افترا

و هزاران گند کاری دیگر

ولی این گونه نمی ماند

 

 

 

 


?مهدي | در پنجشنبه 10 خرداد1386 ساعت 1:3 قبل از ظهر | پیوند |
خرمشهر

سلام

سالروز ازادی ناموس ایران خرمشهر قهرمان

از لوث متجاوزان به دامان  پاک ایران مبارک باد

جهان ارا راهت بی رهرو نمانده


?مهدي | در شنبه 5 خرداد1386 ساعت 0:29 قبل از ظهر | پیوند |
رنج نامه

سلام

امروز ۲ خرداد ۸۶ بود دقیقا ۱۰ سال پیش

جریانی از دل خط و خط بازی های سیاسی کشور

سر بلند کرد که بعد ها برای خودش دکانی باز کرد

و ...

دوم خرداد پدیده ای نبود که یک شبه طراحی و تولید شده باشد ادمهایش

سالها دندان صبر میجویدند و برنامه میریختند تا

عاقبت درختشان به ثمر نشست

مردانی که روزی بر کرسی های قرمز کتابخانه ملی کتاب

می خواندند و میخواندند و می خواندند

یک شبه وزیر وکیل و رئیس شدند

و عقبه شان را همان ترجمه های کور کورانه غربی پر کرد که نشنیده برایشان کف میزدند

از ان روز به بعد

نیچه و جان لاک خدا شدند

کسی اگر به جز بر لیبرالیزم سجده میکرد یا بنیاد گرا بود و کهنه پرست یا

نفهم بد سلیقه

پلورالیزم تیغ دین مردم شد و همه پوست ها را از روی گوشت کند

باند بازی صدر حوایج تمام وکلا ملت شد

مردم از فرط گرسنه گی سر بر بالین فحشا نهادند ولی

حضرات در خانه های ۳ میلیاردی ناز پسر شان را کشیدند تا دانشگاه ازاد رودهن قبول شود

اما نشد

همه ارزش ها به دست تند باد نقد سپرده شد و بر باد رفت

ادمهایی به بهانه ازادی مردم را تاراج کردند

شاید اینگونه تصور شود که قبل از دوم خرداد این گونه نبود

اما باید گفت

درحقیقت دوم خرداد جرقه بود بر بنزینی که داشت از بشکه دولت راست مدرن نشت میکرد

انها سوار بر مرکب و مردم صبورانه به دنبالشان با پای پیاده

مقاومت در سخت ترین مرحله خود رو به نابودی میرفت

که ناگاه با غرش شیر دوباره جان میگرفت و دوباره

سربازها خسته از نبرد دوباره با لبخند فرمانده جان میگرفتند

و خود را اماده اماج گلوله ها میکردند

دوم خرداد بار خود را بست بود و همه جانبه حمله میکرد بی هیچ واهمه ای

دموکراسی قران را داشت مثل موریانه میخورد

مردم به جای نان بایستی لیبرالیزم سق میزدند

علم همان بود که هاورماس میگفت نه انکه امام جعفر صادق

راهی را که غربی ها رفتند و پشیمان برگشتند

ما دوباره پیمودیم

دخترانمان به پوچی رسیدند

پسرانمان ولگرد خیابان نشین شدند و

مردان و زنان انچه را که خوردند پرستیدند نه انکه به انها خوردنی داد

حرمت ها شکسته شد چون مدرنیته این را میگفت

نه چون مدرنیته اینگونه است

هرکسی با انها بود خوب و محترم و الا نادان و بی سواد

علم زیر یوق سنگین پست مدرنیسم تن به زنا داد

امنیت رخت بر بست

فرهنگ برهنگی را زمزمه کرد

و جامعه در سراشیبی سقوط چاره ای جز سکوت ندشت

اما اینگونه نماند

او که باید فریاد میزد عربده کشید و انها که باید ادب میشدند

فهمیدند

اما چه توان سنگینی

افسوس...

 ادامه دارد

 


?مهدي | در پنجشنبه 3 خرداد1386 ساعت 1:42 قبل از ظهر | پیوند |