تبليغاتX
مثل هيچكس
مثل هيچكس
نمی دانم که در سر این چه سوداست همین اندازه میدانم که زیباست
اخراجی ها

سلام

در کوی نیک نامان ما را گذر نباشد

گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

فیلم اخراجی ها اولین فیلم بلند مسعود دهنمکی است که روی پرده سینما میرود

از جهات مختلف میتوان این فیلم را مورد انتقاد یا تشویق قرار داد

از باب تشویق باید گفت اولا جسارت ساخت این فیلم در این زمان دوما سادگی بی تکلفی و عامیانه

بودن ان است

سوم تازه بودن موضوع و گران سنگی بسیار ان

و ....

اما می ماند انتقاد که باید در موارد زیادی همچون موارد تشویق بدان پرداخت

۱- پرداخت کم فیلم : غنی بودن موضوع و از جهتی فراوانی صحنه هایی که کار گردان در ذهن دارد و قصد اجرای ان را دارد

شاید باعث شده تا کار گردان نتواند به خوبی از پس کار بر اید و خوب اهن این فیلم را چکش کاری کند

۲-بی منطقی خفیفی که با چشم غیر مسلح قابل دیدن نیست مثلا در صحنه ها مختلف نیرو ها با لباس چریک ها (شلوار پلنگی) شیک و تمیز پوتین های واکس زده و غیره در صحنه حاضر میشوند

یا در صحنه ای که اغاز حمله است در موقع روز فیلم برداری شده در صورتی که هیچ یک از عملیات ها

در روز انجام نمیشد و همه در شب صورت میگرفتند

۳-جاهایی که عموما کار گردانان از انها برای القای حسی استفاده میکنند را اقای ده نمکی به خوبی

به تصویر نکشیده مثلا صحنه شهادت مصطفی(داش مصی) که میشد بسیار بهتر از این از ان بهره برداری کرد

یا صحنه شیمیایی شدن  بیژن که باید هم در حین صحنه هم بعد از ان به خوبی صحنه پرداخته میشد

و ....

اما با تمام این تفاسیر صحنه های خوب فیلم بر صحنه های ضعیف تر میچربد

و فیلم از انچه که شروع میشود تا پایان بسیار تفاوت دارد

اما باید به اقای دهنمکی این نکته را یاد اور شد که فیلمی که نتواند بر روی بازیگر خودش تاثیر بگذارد و کارگردان بسیجی چون

شما که نتواند بر روی بازیگرانش تاثیر بگذارد حتی اگر ملیاردی فروش داشته باشد سودی نبرده است

 


?مهدي | در جمعه 31 فروردین1386 ساعت 2:19 قبل از ظهر | پیوند |
شکوایه

یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد

دوستی کی اخر آمد دوستداران را چه شد

                                                  آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست

                                                  خون چکید از شاخ گل ابر بهاران را چه شده

کس نمیگوید که یاری داشت حق دوستی

حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد

                                                     لعلی از کان مروت بر نیامد سالهاست

                                                    تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد

 

در زمان غیبت به کسی منتظر گفته میشود که منتظر شهادت باشد.

شهید مهدی زین الدین فرمانده لشگر پیروز ۱۷ علی ابن ابی طالب


?مهدي | در شنبه 25 فروردین1386 ساعت 1:3 قبل از ظهر | پیوند |
مهدي موعود

سلام از زير باران سوالات

 چرا ها

 و پاسخ هاي بي ربط

 سلام

از زير ابر هاي ناداني بر فراز اسب جهالت

و از گردنه اوهام

سلام

عهد بستن عجب زيباست و شكستن زيباتر

 ميشكنم تا دلم نيز بشكند انگاه خانه تو باشد

ما نادانان تاريخ باقي خواهيم ماند

 و در جهل مان غوطه ور تا ابد

ما به جنون هم نخواهيم رسيد و در جهل خواهيم مرد

 تو اي سوار كار بي مركب اي اخرين نفس تاريخ

 تاريخ را هي كن اين گله رم بده

اين بنا معماري جز تو ندارد

 بيا اسماني تر خورشيد بيا خورشيد را با سر انگشتان حكيمانه ات اتشمان بزن

بيا سوختن را به پروانه بياموز

اگر هم خواستي نيا

 بگذار در رخت خواب شهوت بپوسيم و در بيابان تفديده زمين حكم برانيم نيا تا از داغت بميريم نيا تا جنازه هايمان متعفن و بد بو  بي انكه غسل و كفن شود بر زمين بيفتد و عروسي لاشخور ها را رنگين كنيم ما كه تو را نخواهيم شناخت

 تو اقايي كن ...


?مهدي | در جمعه 24 فروردین1386 ساعت 1:5 قبل از ظهر | پیوند |
سهراب

سلام

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی

                                همتی کن  و بگو

                                                     ماهی ها

                                                               حوضشان بی اب است

                                                                                                                       سپهری


?مهدي | در چهارشنبه 22 فروردین1386 ساعت 11:29 بعد از ظهر | پیوند |
مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر

موزه جنگ خرمشهر

?مهدي | در سه شنبه 21 فروردین1386 ساعت 4:12 بعد از ظهر | پیوند |
محمد

سلام

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران

 میلاد دردانه هستی

 

رمز عالم بقا

 

ارشد سفرای الاهی

محمد ابن عبدالله

 

 بر مسلمانان جهان  مبارک

 

 

میشناسمت

تو همان بیابان گرد چوپانی هستی

که در میان این دنیا گنگ و لال عصا دستم دادی

تو مرا دویدن اموختی و از پس ان پریدن

و گفتی سوختن را خود خواهی اموخت

من همان شاگرد تنبل و درس نخوان کلاس تو ام

همان دست اموز تو دستم رابگیر

در میانه بوسه های شهوت

و در هیاهوی ساکت غبار های منیت

باز خودم را گم کردم

حالا به پیرمرد الکلی دایم الخمر میمانم

تا جوانک محبوب تو

گناه را برایم از در بیرون میکنی

برایش پنجره را باز میکنم

محمد

ای امپراطور خاک نشین

تو همان یتیمی هستی که بر نبوت مهر اختتام زدی

و این را عربده کشیدی

بشر هدایت شو

از تو مهربانتر  کجا؟

هیچ کس تو را درک نکرد

و انچه درحق توست نگفت

هیچ قلمی تو را انگونه که هستی ننوشت

محمد

نامت ارامم میکند

نامه ام را بخوان

پیامبر عشق

نامه ام را با عشق بخوان

کاش با خونم برایت مینوشتم

دوستت دارم

محمد تو پدر امتی

سیاست تو را درک نمیکند

چرا که در اندازه تو نیست

دکترین تو زندگی با کاسه ای اب کمی نان و

مقداری شیر شتر است

خودمان را میفریبیم

میخواهیم تو را دور بزنیم

پیر مرد تاریخ

دست بر سر مان بکش راه را بد گم کرده ایم

دوستت دارم

کاش اینجا بودی تا سر خسته ام را

بر زانوی پدرانه ات مینهادم و

زار زار

عمرم را گریه میکردم

کاش بودی تا محاسن سفیدت را برایت شانه میزدم

دوستت دارم

پیرمرد نورانی

.......

 

 

محمد تمام عشق من است باقی فسانه است


?مهدي | در شنبه 18 فروردین1386 ساعت 1:59 قبل از ظهر | پیوند |
محمد

سلام

محمد این چوپان بی سواد

این بادیه نشین یتیم

محمد این پادشاه بی کلاه

این امپراطور بی شوکت

محمد او که تاریخ را خم کرد

او که برای بشر برنامه نوشت

انهم با نوک عصای گره دارش

محمد او که بشر را پدری کرد

از محمد بزرگتر تا کنون هیچ کسی پا بر زمین نگذاشته

محمد مثل هیچ کس نیست

مثل خود خداست

و همه باید این گونه باشند

محمد ان بالا نیست همین پایین

پیش ماست

بدون هیچ حقه ای

محمد همین پیشانی سوخته پیرمردی است که زحمت میکشد و نان در می اورد

اسلام زاده انگشت هنرمند محمد است

و دنیا طفیل محمد است و بس

دوستت دارم محمد

محمد ...

 


?مهدي | در پنجشنبه 16 فروردین1386 ساعت 2:9 قبل از ظهر | پیوند |
رجعت

سلام

سلام بر خرمشهر این ارزوی گمشده

سلام خدا بر جهان ارا این خدای ازادی

سلام خدا بر خوزستان

اینجا زمین نمیچرخد و زمان

پیش نمی رود

شرف المکان بالمکین

خدا این جا بر روی دیوار ها نوشته

و با خون مهر کرده

خرمشهر ابروی خانواده است

سکوت باید کرد پیش او

فقط سکوت

.........................


?مهدي | در سه شنبه 14 فروردین1386 ساعت 11:29 بعد از ظهر | پیوند |